‏نمایش پست‌ها با برچسب Translation. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب Translation. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ فروردین ۱۹, جمعه

سوره دل (The Heart Sutra)

 

سوره دل (پرَگیا-پارَمیتا-هریدیه-سوترا) از مهم‌ترین قطعات نوشتاری بودیسم و بخش‌هایی از سوره‌های فراسوی فرزانگی (پرگیا پارمیتا) است.

Sanskrit Hurt Sutra  

Om Homage to the Perfection of Wisdom the Lovely, the Holy!

Avalokita, the Holy Lord and Bodhisattva, was moving in the deep course of Wisdom which has gone beyond.
He looked down from on high, He beheld but five heaps, and He saw that in their own-being they were empty.

Here, O Sariputra,
form is emptiness and the very emptiness is form ;

emptiness does not differ from form, form does not differ from emptiness, whatever is emptiness, that is form,

the same is true of feelings, perceptions, impulses, and consciousness.

Here, O Sariputra,
all dharmas are marked with emptiness; they are not produced or stopped, not defiled or immaculate, not deficient or complete.

Therefore, O Sariputra,
in emptiness there is no form nor feeling, nor perception, nor impulse, nor consciousness ;

No eye, ear, nose, tongue, body, mind ; No forms, sounds, smells, tastes, touchables or objects of mind ; No sight-organ element, and so forth, until we come to :

No mind-consciousness element ; There is no ignorance, no extinction of ignorance, and so forth, until we come to : There is no decay and death, no extinction of decay and death. There is no suffering, no origination, no stopping, no path.

There is no cognition, no attainment and no non-attainment.

Therefore, O Sariputra,

it is because of his non-attainmentness that a Bodhisattva, through having relied on the Perfection of Wisdom, dwells without thought-coverings. In the absence of thought-coverings he has not been made to tremble,

he has overcome what can upset, and in the end he attains to Nirvana.

All those who appear as Buddhas in the three periods of time fully awake to the utmost, right and perfect Enlightenment because they have relied on the Perfection of Wisdom.

Therefore one should know the prajnaparamita as the great spell, the spell of great knowledge, the utmost spell, the unequalled spell, allayer of all suffering, in truth -- for what could go wrong ? By the prajnaparamita has this spell been delivered. It runs like this :

gate gate paragate parasamgate bodhi svaha.

( Gone, gone, gone beyond, gone altogether beyond, O what an awakening, all-hail ! -- )

هنگامیکه اوَلوکیتـِشوَره بیداردل(بوداسف) سرگرم تمرین کمال فرا شناخت ژرف بود،
او دریافت که سرشت هر پنج توده تهی است و او از این رو
بر همه‌ی کاستی‌ها و رنج‌ها چیره گشت.

ای شاری‌پوتره،
شکل تهیگی است و تهیگی شکل است؛

شکل با تهیگی فرقی ندارد، تهیگی هم با شکل فرقی ندارد،


درباره‌ی احساس، ادراک، خواست‌ها، و آگاهی نیز همین صدق می‌کند.

ای شاری‌پوتره،
ویژگی تهیگی همه‌ی دارماها (چیزها) اینست که آنها زاده نشده‌اند، نابود شونده نیستند، پاک یا ناپاک نیستند، ناقص یا کامل نیستند.

بنابراین شاری‌پوتره،
در تهیگی هیچ شکلی نیست، هیچ احساس، ادراک، خواستن یا آگاهی‌ای نیست؛

هیچ چشم، گوش، بینی، زبان، تن یا ذهنی نیست. هیچ شکل، آوا، بو، مزه، لمس یا موضوع اندیشیدنی نیست؛ هیچ قلمرو چشمی نیست، و بسیار جلوتر، تا اینکه می‌رسیم به:

نبود قلمرو آگاهی؛ نبود نادانی، و همچنین نبود ِ پایان ِ نادانی، و بسیار جلوتر، می‌رسیم به: نبود ِ پیری و مرگ، و نبود پایان پیری و مرگ.
همچنین هیچ رنجی نیست، هیچ منشاء‌ای نیست، هیچ پایانی، و یا طریقی.

نه فرزانگی هست و نه هیچگونه دست‌یابی.

شاری‌پوتره،

از این روست که چیزی وجود ندارد که بر آن دست توان یافت، بیداری‌ای را بجوی که بر کمال فراشناخت تکیه می‌کند، و بازدارنده و پوشش فکری‌ای ندارد. و با فقدان پوشش فکری هم متزلزل نمی‌شود،

و او با گذر به فراسوی افکار پریشان، سرانجام به نیروانا می‌سد.

بوداها، در هر سه دوره‌ی زمان (بوداهای گذشته، کنونی و آینده) به حد اعلی بیداری، راستی و روشنی کامل رسیده‌اند، زیرا بر کمال فراشناخت توکل کردند.


بنابراین ذکر ِ کمال فراشناخت، ذکر والا (مانترا) است، ذکر اعلی، ذکر بی‌همتا، ذکری که ما را به راستی از همه‌ی رنج‌ها بپاید، چطور می‌تواند دروغ باشد؟
پس ذکر کمال فراشناخت بدینگونه فراگفته شد:


گـَـنه گـَــته پاره‌گـَـته پاره‌سَم‌گــَـته بودی سواها

(رفته، رفته، فرا رفته، تماماً فرا رفته، (و آنگاه) بیداری، چنین بادا!—)

   

 

جایی از  فیلم بهار، تابستان، پاییز، زمستان و دوباره بهار هست که پیرمرد بودایی با دُم گربه نوشته‌هایی به زبان چینی روی زمین می‌نویسد. به فکر پیدا کردن یک مترجم چینی افتادید؟ باید بگویم پیرمرد هارت سوترا می‌نوشت.

 




منبع

http://kr.buddhism.org/zen/sutras/conze.htm
http://buddha.persianblog.ir/post/12/

۱۳۹۰ فروردین ۱۰, چهارشنبه

درخواست عمومی FBI برای کمک به حل معمای قتل 1999

 

با نگاهی به گذشته، این موضوع شبیه قتل‌ها حل ‌ناشده‌ی زودیاک به نظر می‌رسد که در 1970 منطقه‌ی خلیج سانفرانسیسکو را تهدید کرده بود؛ FBI برای کاراگاه‌های آماتور درخواست عمومی صادر کرده است که در حل معمای قتلی که در سال 1999 اتفاق افتاد کمک بکنند.

در سی‌ام ژوئن سال1999، ماموران پلیس در سنت لوییس میسوری جسد مردی 41ساله را پیدا کردند که به قتل رسیده و روی زمین افتاده بود. تنها سرنخی که ماموران در صحنه‌ی وقوع جرم یافتند دو یادداشت رمزنگاری شده در جیب مقتول بود.

FBI در اطلاعیه‌ی مطبوعاتی امروز گفته است: “با وجود تحقیقات گسترده‌ای که توسط واحد ثبت رمزگشایی (CRRU) انجام شده و همچنین کمک‌های انجمن رمزنگاری آمریکا، معنای این دو یادداشت، تا امروز به صورت راز باقی مانده، و هنوز عدالت در مورد قاتل ریکی مک‌کورمک اجرا نشده است.” رئیس CRRU دن السون افزود: “ما واقعاً در کارمان خبره هستیم، اما می‌توانیم با این روش از بعضی کمک‌ها استفاده کنیم… شاید کسی با دید تازه‌ای بیاید و یک ایده‌ی زیرکانه و جدید ارائه کند.”

در گذشته FBI با انتشار شکستن کد بازی فکری به نتیجه رسیده است، اما این بازی‌ها موارد واقعی نبودند. این یک شانس است برای کسانی که می‌خواهند کاراگاه FBI باشند و کدی را حل کنند که بخشی از تحقیقات اخیر است. یادداشت‌ها در زیر آمده‌اند.

SCI مورد علاقه‌ی شما؛ یادداشت‌ها اینجاست.



این اداره در حال حاضر هیچ پاداشی برای کمک به حل این معما پیشنهاد نکرده است، اما FBI از مردمی که معتقدند ممکن است فهمی نسبت به کدها داشته باشند خواسته که با آدرس زیر مکاتبه کنند:


FBI Laboratory
Cryptanalysis and Racketeering Records Unit
2501 Investigation Parkway
Quantico, VA 22135
Attn: Ricky McCormick Case

---------------------------------------------------------------
+ منبع
+ مترجم ناوارد، و ترجمه الابختکی می‌باشد؛ اگر خیلی مو از ماست بیرون بکش هستید خوشحال می‌شوم اشتباه‌ها را بدانم. م.

۱۳۸۹ دی ۲۳, پنجشنبه

این زهر و پادزهر است

   

La mari and Ricky Martin

یاد تو

یاد تو اینجاست،
مثل رگبار
به من ضربه می‌زند،
اما به آرامی
همچنان می‌سوزاند و غوطه‌ور می‌کند،
و من نمی‌دانم به چه چیز دیگری فکر کنم
یه یادت برایم خوشایند باشد، چه نباشد

بوسه‌ای خاکستری، بوسه‌ای سفید
این به محلش بستگی دارد
من جا ماندم، این واضح است
اما یاد تو هیچ از خاطرم نمی‌رود
در شب‌های تابستانی لب‌هایت را حس می‌کنم
آن‌ها که هستند، از تنهایی ِ من مراقبت می‌کنند
اما گاهی هم مرا می‌کشند

یاد تو اینجاست… (کُر)

گاهی سفید، گاهی خاکستری
این به محلش بستگی دارد
اینکه جا ماندی دیگر به تاریخ پیوسته
می‌دانم، چیزهایی را درباره‌ات فراموش کرده‌ام
اما شمعی روشن می‌کنم برای تمام مقدساتم
تا وقتی روشن است، به من فکر کنی
نگذارد که از یادت بروم

یاد تو اینجاست… (کُر)

(به یاد من باش)
این برای قلب زهر و پادزهر است
(چه خوب است)
که سوختن و غوطه‌ور شدن می‌آید و می‌رود
(تو کجایی؟)
گرفتار بین شعرها و خداحافظ‌ها

یاد تو اینجاست
مثل رگبار در ماه می
به من ضربه می‌زند،
و تقریباً به سختی می‌بارد و پوستم را می‌سوزاند
همچنان می‌سوزاند و غوطه‌ور می‌کند
و من نمی‌دانم به چه چیز دیگری فکر کنم
چه یادت برایم خوشایند باشد چه نباشد

یاد تو اینجاست
ل لو لای للو للو
به من ضربه می‌زند
اما می‌شکند، قلب را می‌شکند،
همچنان می‌سوزاند و غوطه‌ور می‌کند،
می‌دانم، چیزهایی را درباره‌ات فراموش کرده‌ام
فرقی نمی‌کند که خوشایند باشد، یا نباشد.

Tu recurdo

Tu recuerdo sigue aqui,
como un aguacero
Rompe fuerte sobre mi,
pero a fuego lento
Quema y moja por igual,
y ya no se lo que pensar
Si tu recuerdo me hace bien o me hace mal

Un beso gris, un beso blaco
todo depende del lugar
Que yo me fui, eso esta claro
Perdo tu recuerdo no se va
Siento tus labios en las noches de verano
Ahi estan, cuidandome en mi soledad
Pero a veces me quieren mater

Tu recuerdo sigue aqui… (coro)

A veces gris, a veces blanco
Todo depende del lugar
Que túte fuiste, eso es pasado
Sé que te tengo que olvidar
Pero yo le puse una velita a to´s mis santos
Ahí está, pa´ que pienses mucho en mí
No dejes de pensar en mí

Tu recuerdo sigue aqui… (coro)

(piensa en mí)
es antídoto y veneno al corazón
(te hace bien)
que quema y moja, que viene y va
(¿tú donde estás?)
atrapado entre los versos y el adios

Tu recuerdo sigue aquí
Como aguacero de mayo
Rompe fuerte sobre mí,
Y cae tan fuerte que hasta me quema hasta la piel
Quema y moja por igual
Y ya no sé lo que pensar
Si tu recuerdo me hace bien o me hace mal

Tu recuerdo sigue aquí
Le lo lay lelo lelo
Rompe fuerte sobre mí
Pero que rompe, rompe, el corazón
Quema y moja por igual,
sé que te tengo que olvidar
Si tu recuerdo me hace bien y me hace mal.

          

می‌آید، می‌سوزاند، غوطه‌ور می‌کند،
تنهایی‌های شب‌های تابستان را نجات می‌دهد،
ولی می‌کُشد.
چیزهایی فراموش می‌شوند، یادهایی با شمع‌هایی روشن می‌شود،
اما یک روز یا یک شب،
می‌رود،
درست مثل رگبار در ماه می.

 


+ برگرداندن از روی ترجمه‌ی انگلیسی و با توصل به حضرت گوگل ترنسلیت by Helen
+ دانلود

۱۳۸۹ شهریور ۱۲, جمعه

استیون هاوکینگ: خداوند خالق جهان نیست!



لندن (رویترز) – فیزیکدان برجسته‏ی بریتانیایی، استیون هاوکینگ، در کتاب جدید خود استدلال کرده است که خداوند جهان را نیافریده و "انفجار بزرگ" پیامد اجتناب ناپذیری از قوانین فیزیک بوده است.

مطابق با روزنامه‏ی تایمز که در روز سه‏شنبه منتشر شد؛ او در "طرح عظیم،" اثر مشترکش با فیزیکدان آمریکایی، لئونارد ملودینو، می‏گوید که سری جدید نظریه‏‏ها یک آفریننده برای جهان ساخته است.

هاوکینگ می‏نویسد، "چون قانونی مثل جاذبه وجود دارد، جهان تاکنون توانسته و خواهد توانست که خود به خود، از هیچ به وجود آید. ایجاد خودبه‏خودی، دلیل وجود چیزها است به جای نبودن‏شان، چرا جهان به وجود آمد، چرا ما به وجود آمدیم."

"لازم نیست دعا کنید تا ورقه‏ای آبی رنگ پیدا شود و روند جهان را تنظیم کند."

هاوکینگ، 68، با کتاب "تاریخچه‏ی زمان،" که در سال 1988 منتشر شده بود و شرحی بر منشا و مبدا جهان بود، و برای فعالیت‏هایش درباره‏ی سیاهچاله‏ها، کیهان‏شناسی و گرانش کوانتومی به شهرت رسید.

از سال 1974، این دانشمند بر روی پیوند دو پایه‏ی فیزیک جدید کار کرده است – نظریه‏ی نسبیت عمومی آلبرت انیشتین، که به جرم و پدیده‏ها و اثرات آن در مقیاس بزرگ مربوط می‏شود، و نظریه‏ی کوانتوم، که ذرات زیراتمی را پوشش می‏دهد.

آخرین نظرات پیشنهادی او، دیدگاه قبلی‏اش را که درباره‏ی دین اظهار داشته بود نقض می‏کند. او اخیراً نوشت که قوانین فیزیک به این معنی است که در واقع لازم نیست معتقد باشیم خدا در انفجار بزرگ دست داشته است.

او در تاریخچه‏ی زمان نوشت... "کشف یک نظریه‏ی کامل، می‏تواند منجر به پیروزی خرد بشر شود."

او در آخرین کتاب خود گفته است که اکتشافات سال 1992 درباره‏ی چرخش سیارات به دور ستاره‏ای غیر از خورشید، برای به چالش کشیدن دیدگاه پدر فیزیک، اسحاق نیوتون کمک کرده است، که می‏گفته جهان نمی‏توانسته از هرج و مرج به وجود آمده باشد و توسط خداوند آفریده شده است.

او می‏نویسد، "علتی که شرایط سیاره‏ی ما را منطبق و مناسب می‏سازد – خورشید واحد، ترکیب خوش اقبالانه‏اش با زمین – فاصله‏ی خورشید و جرم خورشیدی، بسیار کمتر قابل توجه است، و به مراتب شواهد قانع کننده‏ی کمتری وجود دارد که زمین فقط برای لطف به نوع بشر طراحی شده باشد."

هاوکینگ، که فقط از طریق صدای کامپیوتری سینت سایزر قادر به تکلم است، دیستروفی ماهیچه‏ای دارد که طی سال‏ها پیشرفت سمت چت بدن او را کاملاً فلج کرده است.

بیماری او وقتی که تازه بیست ساله بود شروع شد، اما در ادامه به عنوان یکی از پیشتازان دنیای علم شناخته شد، همچنین در "پیشتازان فضا" و کارتون "فیوچراما" و "سیمپسون‏ها" به عنوان مهمان ظاهر شد.

سال گذشته او اعلام کرد که از کرسی ریاضیات لوکاس در دانشگاه کمبریج کناره‎گیری کرده است، موقعیتی که یکبار نیوتن بدست آورده بود و هاوکینگ از سال 1979 بر این سمت بود.

"طرح عظیم" در هفته‏ی آینده به فروش می‏رسد.


(ویرایش توسط استیو ادیسون)
منبع: اینجا
--------------------------------------------------------------
+ از عزیزانی که دستی در ترجمه، فیزیک، یا پزشکی دارند خواهش می‏کنم در صورت دیدن اشتباه‏هایی در این نوشته، از کوبیدن سر به دیوار خودداری کرده، و به جای آن برای من کامنت بگذارند و اشتباه‏‏های احتمالی را گوش‏زد کنند.
مرسی.